خیس می کنم انگشتانم را...
بادی نمی وزد...
دوباره در بی خبری خواهم بود...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 21:59 توسط "کویر"
|
بادی نمی وزد...
دوباره در بی خبری خواهم بود...
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .