بوسه...
مژه های خیس ماه...
نم نم باران و ابر...
سایه های تک درخت کوچه...
و من وتو...
غرق این پندار...
که دراین شیدایی...
پی یک بوسه داغ...
زیر باران برویم....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 15:53 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .