کوه...
برای پشت تو...
کوه می شوم..
برای دل خودم...
خاکم...
کویرم...
و عجیب دلم میخواست جای تو بودم...
دلخوش به کوهی بلند...
سترگ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 15:45 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .