شمارش...
ساعت .
به وقت بی هیچ ترین نقطه ی کیهان...
و من در مسقط الراس بی مکان ترین شهر دنیا...
صفرهای بی نهایت را ...
می شمارم...
گاهی بهترین روزها...
جمعه ای است که زودتر از همیشه میگذرد...
+ نوشته شده در جمعه نهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 19:55 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .