بفرمایید شام...
خواستن که باشد,هر چیزی بهانه می شود برای اینکه دستهایت را که بالا می بری امتیاز که می دهی, تند تند دنبال بهانه می گردی چیزی پیدا کنی برای امتیاز بیشتر...بی آنکه اشکالی را به رخ بکشی یا حتی بخواهی بیاد آوری...
مهم نیست سر میز غذا چه کم بود و چه می باید بود؟؟مهممممم این است که تو از این جمع دنبال یک رابطه ای می گردی که به طبیعت هر رابطه ای می تواند گاه دچار خطا یا نقصان یا اشتباه یکی از چند طرف باشد اما صداقت که باشد, محبت که باشد و بقای آن هم و غم باشد...آخرالامر جمع امتیاز می شود 10...ومهم نیست چه کسی جایزه را برده است و برنده ی واقعی آن کسی است که توانسته ببخشد..بپوشاند و تداوم بخشد...
و اگر همه ی اینها نباشد بهانه ها جمع می شوند تا امتیاز کم کنی...تا به زمین بکوبی و همه ی دارایی ات فقط میشود همان پول نقد شب آخر
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:23 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .