سحر...
بی نهایت مهتاب...
صدهزار آیینه...
یک سبد یاس سفید...
اسمان آبی...
همه تقدیم تو باد...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 5:21 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .