صبح زود بلند میشوم.شاید از گزندگی بی خوابی .شاید از عادت..شاید از نبودن...از نبودنت..از کم داشتنت..از خواستن برای حرف زدن آن هم آدمی مثل من که تو دار است...تو دار و نمی خواهد دردش را حتی عزیزترین ادمش

بداند.

چه معنی دارد ادم هر مشکلی را که داشت عینهو خربزه قاچ کرده میان مجلس چرخ بدهد.

اصلا کار دل همین است که دردهایت را بریزی تویش..

باز صبح و باز گنجشکها...این دم تاریکی را خیلی دوست داشتم..بی خوابی به کله ام زده بود.بلند شدم قدری نوشتم بی پدر لپ تاپ که معلوم نیست چه مرگش شده و ناگهان خاموش شد همه پرید.

امروز هم که تعطیل است .کار بی کار

دوباره یک روز را باید توی خانه ماندو..........................امان از این نقطه چین ها

کاش می شد باران ببارد اقلا به بهانه ی تماشای باران ساعتها پشت به اتاق و رو به حیاط از این همه موهبتهای زندکی مشترک!!!!!بی بهره میشدم..

وای که چقدر دلم برای یک زندگی بی دغدغه و غر زدن لک زده.. از اینهایی که اقا بالاسر نیست دلت هر گهی خواستی می خوری...می خوابی ..تی وی می بینی ..اهنگ گوش میدی....سیگار می کشی ..قهوه می خوری...خلاصه دلم برای چند روز بی در و پیکر زندگی کردن تنگ است...

دیروز داشتیم با بچه ها در مورد سوخته شدن نسل خودمون حرف می زدیم...متفققا عرض کردیم نسل بعد از ما هم آش دهن سوزی نشده اند...ازدواج.بیکاری..معیشت..تنها حسن شان این است راحت دست دوست د.ختر یا پسرشان را می گیرند توی خیابان با هم یک حالی می کنند..دوره ما که ازاین خبر ها نبود.

اصولا نسل ما و نسل بعد از ما دچار یک نوع سرخوردگی..اضطراب و حالا عصیان شده اند..

نسلی که زود می فهمند و دیر فهمیده میشوند...

خدا کند یک ادم عاقلی باشد لااقل خوش تیپ هم نباشد به وضع این جوانها سرو سامان بدهد..کاری ندارد که...کافی است بنویسی و بفرستی...


وووووووووووووووووووی چقدر این حرفها شد؟

پی نوشت:

****

1- 


که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه

چه راهایی که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست

خلاصم کن ازعشقایی که گاهی هست و گاهی نیست

می خوام مثل همون روزا که بارون بود و ابریشم..

دوباره تو حریر صبح مثل چشمات ابری شم..


2-

فردا کی میاد؟