یک روز پاییز...

من خسته ام...

تو منتظر...

من بار دل بسته ام...

تو آغوش گشاده ای...

به پیشوازم...

می بوسمت..

تو برایم قهوه درست می کنی

می رویم سمت پنجره ...

و رقص گنجشکهارو نگاه می کنیم...

زندگی در همین چند جمله خلاصه می شود...