زندگی..
یک روز پاییز...
من خسته ام...
تو منتظر...
من بار دل بسته ام...
تو آغوش گشاده ای...
به پیشوازم...
می بوسمت..
تو برایم قهوه درست می کنی
می رویم سمت پنجره ...
و رقص گنجشکهارو نگاه می کنیم...
زندگی در همین چند جمله خلاصه می شود...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ساعت 18:10 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .