بوی پیراهن یوسف ...
دلم تو را می خواهد کودکانه-مثل أغوش گرم مادر
دلم تو را می خواهد ساده مثل آرزوهای بچگی ام
دلم تو را می خواهد برای همبشه مثل نفس
دلم تو را می خواهد بی دغدغه مثل پناه بردن بره آهو به امام غریب...
دلم تو را می خواهد بی منت مثل اینهمه هوا برای تنفس...
دلم تو را می خواهد بی ریا مثل نماز یک چوپان در دل کوه...
دلم تو را می خواهد از راه دور مثل یوسف دیدار کنعان را...
دلم تو را می خواهد از پس هجرانی طولانی مثل بوی پیراهن یوسف یعقوب را...
دلم تو را می خواهد شب وروز مثل خیال کویر از پی باران...
دلم تو را می خواهد ....دلم تو را می خواهد مثل باور دوست داشتن تو برای دل خودم....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۸۷ ساعت 9:25 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .