عاشق...
قصه ی من وتو قصه ی کوچه است وعابر....
روزی هزار رهگذر ازیاد کوچه فراموش میشوند....
اما همیشه کوچه در خاطر مردی که آنجا عاشق می شود میماند.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 13:27 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .