امروز رفته بودم فرودگاه دنبال یک مسافر.بسلامتی آمد میروم جلو بغلش میکنم ومی بوسمش.خوشحالم از اینکه بسلامت آمده.

توی سالن مردم زیادی منتظر هستند .می شود حدس زد که برای آنهامهم بوده که چه کسی می اید و هر یک با روشی علاقه ی خود را نشان می دهد :یکی با گریه یکی با خنده- یکی با شورواحساس ویکی با لبخند اتو کشیده -یکی می ایستد تابدنبالش بیایند (شاید این یکی خیلی احساس پرستیژ می کند).

هر کسی در همهمه ی این همه شلوغی گم می شود.اصلا کسی کاری ندارد به دیگران که چه میکنند.یک زن به شوهرش غر می زند که برو چمدانها را بیاور ومرد بیچاره خجالت می کشد از این کنف شدن در انظار عمومی..

یک آقا به خانمش گوشزد می کند که اداره ام دیر شده وزن از زیر چشمان تا انتها مداد کشیده غمزه ای می آید یعنی که"نمی بینی دارم با دوستم صحبت می کنم؟)وآقا زیر لب غرولند میکند .

ما آدمها هر کدام یک جور احساساتمان را بروز می دهیم وبعضی ها هم که انگار شبانه روز در یخ خوابیده اند خشک وسرد.نمی دانم شاید بعضی با این کار احساس شخصیت می کنند.شاید خجالتی هستند.اما یک چیز برای من مهم است ومحرز واینکه می دانم "هرکسی نسبت به دریافت احساس جفت مشترکش(زن یا مرد) بی اندازه نیازمند است ."

شاید کسی باشد که این نیازرا به روی خود نیاورد اما مگر آدمی که گرسنه است واین احساس گرسنگی برای بقای وجودش لازم است می تواند نیاز واحساس خود را برای غذا پنهان کند یا خود را از آن بی نیاز معرفی کند؟گیرم که نیاز را پنهان کرد اصل قضیه یعنی گرسنگی و بقای زندگی راچه میکند؟

من اطمینان دارم بي نيازي نسبت به بيان بیان یا دریافت جمله محبت آمیز بیش از آنکه نشانه ی محکم بودن شخصیت اشخاص باشد ناشی از بیماری روحی آنهاست.

 در واقع گاه یک نگاه یک لبخند یک دوستت دارم .یک تلفن خارج از ساعت وگفتن اینکه خواستم بهت بگم دوستت دارم چنان موجی از انرژی بپا می کند که هیچ روانکاو یا روانشناس امور اجتماعی هم نمی تواند این اندازه موثر باشد..

حالا من مانده ام چه اشکال داشت مردی به زنش می گفت " بخدا دوستت دارم؟"

یا زنی به شوهرش می گت" فدای تو بشم من؟"

اینها کلمات بظاهر ساده وپیش افتاده ای هستند اما باور کنید من می شناسم کسانی را که با همین کلمات می توانند ومی توانستند سهم بیشتری از خوشبختی در زندگی داشته باشند....

خود من دوست دارم به کسی که دوستش دارم از صمیم قلب وروزی هزار بار بگویم دوستت دارم وبدون تعارف از اینکه بشنوم کسی به من بگوید دوستت دارم هم خشنود می شوم...

این یک واقعیت است واقعیتی که گاه در میان دغدغه های کاری ما -که می کوشیم سهم بیشتری برای معیشت خانواده داشته باشیم- گم می شود.

من از هر کسی که این مطلب را می خواند خواهش می کنم نسبت به بیان احساس خود  بصورت آشکار و از ته دل نسبت به آنکس که با او زندگی میکند یا دوستش دارد همت بورزد.شاید این ساده ترین راه برای عاشق شدن باشد....