دلم تو را می خواهد
حتی اگر حقیقی نباشی
حتی اگر مجاز دنباله بودنت باشد
من بی تو بودن را نمی خواهم
با من شو و مرا بزرگ کن
ای واژه زنده
ای خود شور
به کدامین صحرا بروم به کدامین بیابان
تو بگو به چندمین آسمان فرار کنم تا تو باریده باشی
دلم برای نفس کشیدن در هوایت تنگ شده
دلتنگت شده ام
حتی اگر حقیقی نباشی
حتی اگر مجاز دنباله بودنت باشد
من بی تو بودن را نمی خواهم
با من شو و مرا بزرگ کن
ای واژه زنده
ای خود شور
به کدامین صحرا بروم به کدامین بیابان
تو بگو به چندمین آسمان فرار کنم تا تو باریده باشی
دلم برای نفس کشیدن در هوایت تنگ شده
دلتنگت شده ام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۸۷ ساعت 17:49 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .