کوچه ی خلوت تنهایی
هوا که تاریک می شود دلم می خواهد با تو به کوچه ی خلوت تنهایی بروم.دستانت را بگیرم و عاشقانه بوسه ای از تو برگیرم.
شاید لختی از این دلتنگی بیرون ایم.........
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 20:35 توسط "کویر"
|
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .