معجزه ی خلقت...
وخدا زمین را آفرید همه ی زیباییهایش را.همه ی خوبیهایش را...
اما این زمین برای جانشینی خدا یکی را کم داشت وخدا انسان را آفرید..
یک زن ویک مرد بی هیچ تفاوتی در معنا یا آفرینش...
شاید معجزه ی خلقت را بتوان "زن " نامید نه در شعار بلکه در محتوا و در معنا...
بحثی نیست جدلی نیست این یک واقعیت است بدون "زن" مرد واقعیتی بی معنا استمثل یک گردوی پوک....
نه!!!!زن همان معجزه ی خلقت است و خدا او را به بهترین وجهی که می توانست آفرید .
بی زن خلقت ناقص بود .انسان نمی پایید وعشق وجود نداشت..
حال در این سوی دنیا یا آن سوی دنیا زه را چه بنامند یا چگونه بخواهند فرقی نمی کند ...
زن عصاره ی شیرین ذوق خدا است به همان زیبایی که خدا دارد...
زن همان است که خدا خواسته وآفریده و گفته بقیه هجو می گویند بگذار بگویند ...
نامردمی روزگار گاهی تیغ از نیام بر می کشد و زنگی مستش بهر طرف می رود..
چه باک!!که خدا هرجا صحبت از آفرینش کرده و خلقت را بیان کرده به "ازواج"اشاره کرده...
معنای پاک زن بودن :مادر شدن- مادر بودن - شریف بودن -نجیب بودن-عفیف بودن وآرام بخشیدن است...
غیر از آن هر کس هر چه بگوید در حق خود ستم کرده و هیچگاه تا کنون زمین از وجود ستمگران خالی نبوده حال ستم بر جامعه ای یا ستم برخود...
گاهی جهل و نادانی و پافشاری بر عقیده ای سست چنان ستمگری بر خویش است که هیچ نمرودی توان آن را ندارد..
زن عصاره ی شیرین آفرینش و معجزه ی خلقت است ...
هر کس بقدر عقل و درک خود از این معجزه بهره ای می برد...
یکی دانش علی(ع) را بقدر شمردن ریش خود می خواهد و دیگری جویای راههای زمین وآسمان است...
"و تکلم الناس بقدر عقولهم"...
یا حق...
کل زندگی همین مفهوم لعنتی داشتن و دوست داشتن و از دست دادنه .مفهوم غلیظ خاطره ها و یادهایی که مرور زمان باعث میشه یه جزیی ازت بشن که صبج از خواب بیدار میشی هستش و ناخودآگاه میفهمی که سایه به سایه تمام مشکلاتت و خنده هات اونم هست .بی آنکه جایی رو گرفته باشه نشسته و با تو ناظر تمام لحظاتته و در کنارته .